دوشنبه - ۲۷ آبان - ۱۳۹۸
Nov 18 2019
ساعت :

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی عصر روز دوشنبه 13 آبان نشستی تحت عنوان «وضعیت سنجی تحولات سوریه و بررسی چشم انداز صلح» به همت کمیته  روابط بین الملل انجمن علمی مطالعات صلح ایران و همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی در سالن خیام این مجموعه برگزار گردید.

در این جلسه فریدون مجلسی دیپلمات سابق و روزنامه نگار، دکتر اسدالله اطهری مدیر گروه ترکیه شناسی مرکز مطالعات خاورمیانه، دکتر جعفر حق پناه عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، دکتر حسین درجانی عضو هیأت علمی ناجا و دکتر رامتین رضایی دانش آموخته روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی و مدرس دانشگاه به ایراد سخنرانی پرداختند.

 

آستانه کورسوی امیدی برای صلح

در آغاز این نشست جعفر حق پناه به تحلیل وضعیت کردستان سوریه و گروه های کردی در بحران جاری و روند صلح آتی در سوریه پرداخت. وی به لحاظ دموگرافی و جمعیت شناسی تصویری کلی از آنچه کردستان خوانده می شود را ارایه نمود و از همین منظر کردستان سوریه را از کردستان عراق متفاوت دانست. وی در این رابطه افزود: در کردستان سوریه جمعیت یکپارچه کُرد وجود ندارد و کلونی هایی از جمعیت های مختلف شامل عربها، ترکمانها، مسیحیان و البته کردها در این منطقه پراکنده هستند. به لحاظ آماری نمی توان تصویری روشن از تعداد جمعیت کردها و اقوام دیگر در این بخش از سوریه ارایه داد بدین دلیل که مسأله آمار جمعیتی در سوریه همواره یک بحث امنیتی بوده است اما از دید تحلیل گران آشنا به تحولات سوریه جمعیتی بین 1 تا 3 میلیون نفر را می توان برآورد نمود. بنابراین وقتی از کردستان سوریه صحبت می شود لاجرم کردها مد نظر نیست. اما در مورد کردهای سوریه به لحاظ توصیفی باید گفت در حال حاضر آنچه که به تحولات جاری مربوط می شود از فعل و انفعالات و عملکرد حدود 60 گروه کوچک و بزرگ کرد ناشی می شود که البته یکی دو تا گروه بیشتر بر سر زبان ها هستند. مسأله از آنجایی شروع شد کردستان سوریه و کردهای سوریه بعضا به صورت ناخواسته در یک فرآیندی از معادلات قدرتی در منطقه از دهه 80 میلادی قرار گرفتند که پیامدهای آن اکنون نمودار شده است.

  عضو هیأت علمی دانشگاه تهران نگاهی تاریخی به تحولات کردستان سوریه و کردها داشت که از پس آن شاهد وضعیت فعلی در منطقه هستیم. وی نقش موازنه فراگیر در تحولات کنونی منطقه را بسیار مهم ارزیابی کرد و گفت: مسأله کُرد در منطقه خاورمیانه مصداق بارزی از آن سیاست خارجی است که تحت عنوان موازنه فراگیر از آن یاد می کنند. در واقع این تحولات قومی، جمعیتی و زبانی دستمایه موازنه سازی های جدیدی در روابط بین کشورها می شود. موازنه قوای سنتی بیشتر در ابزار نظامی معنا و مفهوم پیدا می کند اما در موازنه فراگیر از کارت های تحولات قومیتی و جمعیتی استفاده می شود برای اینکه کشور حریف را به نوعی مشغول نمایند. کاری که در این مورد خاص در دهه 80 میلادی دولت حافظ اسد در قبال دولت ترکیه بکار گرفت با حمایتی که از گروه های کرد که بعدها تحت عنوان پ ک ک نامیده شدند انجام داد. به گونه ای که پایگاه پشتیبانی اولیه پ ک ک در سوریه با حمایت دولت حافظ اسد در بقاع لبنان شکل گرفت. بدین ترتیب کردستان سوریه به یک گذرگاه و ترانزیستوری تبدیل شد که عملا پ ک ک از طریق آن تحرکات خود را در ترکیه انجام می داد. نهایتا در سال های 76 و 77 شمسی که تنش بین کشورهای ترکیه و سوریه به مرحله حادی رسیده بود که باعث صف آرایی ارتش ترکیه در مرزهای جنوبی خود با سوریه گردید با میانجی گری ایران که در آن زمان ریاست سازمان کنفرانس اسلامی را در زمان آقای خاتمی برعهده داشت پیمان آدانا منعقد گردید و دولت سوریه متعهد شد که حمایت خود از کردها را کم کند، وضعیت در یک دوره ای به ثبات نسبی رسید. اما در سال 82 که اشغال عراق رخ داد مجددا شاهد دور تازه ای از مسایلی شدیم که بی ربط با وضعیت فعلی نیست. در بهار 82 نخستین اعتراضات با گرایشات قومی در شهر قامشلی شروع شد و خیلی از فعالین سیاسی و اجتماعی کرد بلافاصله در همان دوره دستگیر شدند. این وضعیت تا سال 2011 و 2012 ادامه داشت که جنگ داخلی در سوریه آغاز شد. از آن زمان به بعد معادله عوض شد یعنی اولویت اول دولت سوریه به صورت مقابله با گروه های تکفیری درآمد. دولت سوریه طبق معاهده نانوشته ای با کردها قبول کرد که نیروهای خود را از شهرهای شرق فرات مانند کوبانی و قامشلی خارج کند که براساس آن نظم خودمختار گونه ای ایجاد گردید و دولت سوریه تمرکز خود را بر بخش به اصطلاح مفید سوریه یعنی در منطقه غربی سوریه قرار داد.

دکتر حق پناه در بخش پایانی صحبت های خود دستیابی به صلحی پایدار در منطقه را امکان پذیر اما دشوار ارزیابی کرد و افزود: ترکیبی از فضای پر هرج و مرج در این منطقه بعلاوه موازنه ای که در سطح منطقه ای وجود دارد، به نظر می رسد که باعث تطویل و طولانی شدن بحران خواهد شد. تنها راهی که می توان امیدوار بود و از منظر یک نهاد غیردولتی قابل توصیه است باید تمهیداتی اتخاذ شود که به نوعی بازگشتی به توافقات موسوم به آستانه صورت گیرد هرچند به خاطر بی میلی ترکیه بسیار دشوار به نظر می رسد اما اگر ایران، روسیه و ترکیه بتوانند مثل موارد قبلی توافقاتی را صورت دهند که بر روی زمین عملیاتی گردد، دستیابی به وضعیتی باثبات که منافع تمام طرفین در آن لحاظ شده باشد، عملی خواهد بود.   

 

تضادهای درونی و دوگانگی فرهنگی عامل قدرت گیری اردوغان بود.

فریدون مجلسی دیپلمات سابق کشورمان سخنران بعدی این نشست بود که بحث خود را با موضوع بهانه جویی برای توسعه طلبی آغاز نمود. وی زمینه تاریخی شکل گیری دموکراسی در برخی جوامع خاورمیانه مانند ایران و ترکیه را مورد بحث قرار داد و گفت: وقتی تحولات جوامع خاورمیانه را در نظر می گیریم نباید فراموش کنیم که وقتی به سوی مدرنیته حرکت می کنند به سرعت خواهان دموکراسی می شوند. مدرنیته از لحاظ سیاسی یعی دموکراسی. و بعد نخبگانی که این مسایل را مطرح می کنند به سرعت فریب آرمان ها و ایده آل های خود را می خورند فارغ از اینکه این ایده آل های دموکراسی در یک بستر کاملا سنتی نمی تواند رشد کند. اگر چنین بود ما بایستی 2000 سال پیش حکومت دموکراتیک می داشتیم. تاریخ مربوط به دموکراسی های یونان باستان تنها برای اندیشه سیاسی اهمیت دارد در حالی که به لحاظ تاریخی اصلا دموکراسی به آن مفهوم که ما می شناسیم وجود نداشت. حتی بزرگترین اندیشمندان یونان مانند افلاطون و تا قدری هم ارسطو طرفدار استبداد بودند.

مجلسی با اشاره به شکل دموکراسی ترکیه، تضادهای درونی و دوگانگی فرهنگی چنین سیستمی را عامل قدرت گیری حزب عدالت و توسعه و مشخصا اردوغان توصیف کرد. وی در ادامه گفت: در جوامعی مانند ترکیه یا ایران وقتی نخبگان یک چیزی را می پزند حالا یا به صورت یک انقلاب آرام شهری مثل مشروطه و یا به صورت مقتدرانه ای مانند آتاتورک، پیشرفت هایی در جامعه حاصل می شود زیرا بخش عمده ای از این جوامع خارج از محدوده های مدنی و شهری هستند مثلا در زمان مشروطه ایران که آن را نمی توان انقلاب نامید بلکه یک جنبش محسوب می گردید چون توده مردم در آن نقشی نداشت، البته این جنبش به لحاظ تاثیرگذاری مهمتر از یک انقلاب بود زیرا به طور مستقیم از اندیشه و ترقی خواهی الهام می گرفت. وقتی دموکراسی توسط افرادی که آن را می آورند پخته شد و به مرحله اجرا درآمد به حکم اول دموکراسی باید به آرای عمومی مراجعه نمود. وقتی به آرای عمومی مراجعه می کنید آن 95 درصد جامعه که عمدتا بیسواد هستند به خوانین و افراد متنفذ و صاحب قدرت رأی می دهند. یعنی بلافاصله آن دموکراسی پرورده اندیشه نخبگان باطل می شود و به نتیجه نمی رسد. در ترکیه که بیشتر اقشار مردم گرایشات پان ترکیسم با ریشه اسلامی داشتند و روستاییان کراوات زده اکثریت جامعه را تشکیل می داد. این سرآغاز قدرت گیری حزب اعتدال و توسعه بود یعنی زمانی که "تورگوت اوزال" جوان توانست پست بسیار مهم شهرداری استانبول را بدست آورد. ظاهر آراسته این افراد برای بیشتر مردم تا قدری هم فریبنده بود و البته میزان آگاهی و سواد آنها از سایر همگنان خود در کشورهای دیگر منطقه تا حدی بالاتر بود زیرا ترکیه دارای یک پیشینه امپراطوری بود که باعث می گردید حتی جوامع روستایی آن هم به لحاظ سواد و آگاهی از این مردم مناطق دیگر بالاتر باشند. بنابراین دوگانگی اجتماعی که شاخصه اصلی جوامع در خاورمیانه است موجب گردید که اینها آرای مردم را جذب کنند.

 

کردها دو بار باعث شکست اردوغان در انتخابات شدند.

سخنران بعدی این نشست دکتر اسدالله اطهری مدیر بخش ترکیه شناسی مرکز مطالعات خاورمیانه بود که به بررسی تحولات شمال سوریه و رویکرد ترکیه پرداخت. وی به سخنان فریدون مجلسی در رابطه با نحوه به قدرت رسیدن اردوغان در ترکیه اشاره کرد و از نقش کردها به عنوان اصلی ترین پشتوانه آرای عمومی حزب عدالت و توسعه گفت. اطهری دوره حکومت اردوغان را به دو بخش تقسیم نمود که در دوره اول اردوغان پراگماتیک و دموکرات بود نه دیکتاتور و ایدیولوژیک که شاخصه دوره دوم اردوغان است. وی افزود: برای اولین بار در تاریخ ترکیه شاهد حضور کردها در انتخابات ریاست جمهوری بودیم و باز هم برای اولین بار یک همتبار خود را در مقام کاندیدای ریاست جمهوری می دیدند. اما چه اتفاقی افتاد که این دوره گشایش و نزیکی کردها با ترکها به یکباره ورق برگشت و اردوغان علیه کردها موضع گرفت. چه اتفاقی افتاد که کردها که بابت بمباران مناطق خود در دوره جمهوری خواهان از این حزب متنفر بودند و آنها را ترک های کوهی می نامیدند اما در یک گردش کامل به سمت این حزب متمایل شدند تا از قدرت گیری مجدد اردوغان جلوگیری کنند. دو بار کردها و حزب دموکراتیک موجب شکست اردوغان شدند.

اطهری در ادامه به تشریح تفکری پرداخت که کردها براساس آن دارای یک سیستم کارآمد در منطقه بودند. وی افزود: مهمترین کاری که دولت اردوغان در منطقه کردنشین انجام داد نابود کردن یک تئوری بود که در مقابل قومیت ها ارایه شده بود. این تئوری توسط عبدالله اوجالان رهبر کردها مطرح شده بود. مدلی که برای اولین بار در منطقه خاورمیانه اسمش را می توانستیم بگذاریم تقدم جامعه مدنی بر دولت یا تجربه "کنفدراتیسم دموکراتیک روژوا" که هم ساخت حقیقی بود و هم ساخت حقوقی داشت. اوجالان این تئوری را از متفکرین آمریکای لاتین به عاریت گرفته بود. به مفهوم هگلی در خاورمیانه آن چیزی که حاکم بود دولت-ملت بود. تئوری آقای اوجالان و کردها این بود که ما هر کاری بکنیم چه در تجربه ایران چه عراق، ترکیه و سوریه این دولت ها از کردها واهمه خواهند داشت پس چه باید کرد که دیگر هیچ دولتی از کردها نترسد؟ براساس این تئوری ما نباید دنبال دولت-ملت باشیم و به جای آن دنبال کانتونیزم یا دموکراسی از پایین باشیم. چیزی که از آن تحت عنوان مرکز زدایی از قدرت یاد می شود. صدای بزرگ مرکز زدایی همراه با اکولوژی ، صدایی برای مرکز زدایی از جامعه در راستای خطوط دموکراتیک و اکولوژیک. در قالب این نظریه هم می توانیم قوم را حفظ کنیم هم می توان آن را با دموکراسی پیوند داد. این تفکر تا دو هفته پیش در ترکیه دوام آورد. یعنی کنفدراتیسم دموکراتیک رژوا همه چیز داشت؛ هم ساختار اداری داشت هم ارتش داشت، دارای ابزار اطلاعاتی، امنیتی و نظامی بود. هم با ترکیه کار می کرد و هم روابطی با عراق و ایران و روسیه داشت.

مدیر بخش ترکیه شناسی مرکز مطالعات خاورمیانه به هدف اصلی ترکیه در پشت تحولات اخیر سوریه اشاره کرد و گفت: رویکرد ترکیه این است که اجازه ندهد یک دولت کردی در سوریه شکل بگیرد و معتقدند که آن بزرگترین پایگاه برای پ ک ک و مبارزه در داخل ترکیه علیه حکومت ترکیه خواهد بود. این مهمترین هدفی است که دولت ترکیه دارد تعقیب می کند.

 

آدرس:

تهران، میدان هفت تیر، بلوار کریم خان زند، خیابان استاد نجات اللهی (ویلا)،

نبش خیابان ورشو، خانه اندیشمندان علوم انسانی

 

 تلفن:

021-88911611-5  

دورنگار:

021-88928521  

کدپستی:

1598666651  
     
           

Template Design:Dima Group