سه شنبه - ۱۸ مرداد - ۱۴۰۱
Aug 09 2022
ساعت :

در سلسله نشست‌های چراغی دیگر، آرمان ذاکری عنوان کرد:

 

روشنفکران دینی پس از انقلاب عرصه را برای سلبریتی های مذهبی خالی کردند

 

به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، آرمان ذاکری در شب هفتم محرم و در مراسمی با عنوان چراغی دیگر، طی سخنانی به بررسی نسبت عزاداری و عدالت خواهی با نگاهی جامعه شناسانه پرداخت و گفت: با توجه به اینکه جامعه شیعی همواره در اقلیت بوده، تشیع را نمی‌توان بدون مفهوم موقعیت اقلیت شناخت چراکه اساسا ذهنیت‌ها، رفتار و مناسک تشیع رفتاری است که در بستر موقعیت تاریجی و اجتماعی اقلیت شکل گرفته و بدون فهم موقعیت اقلیت نمی‌توان رفتارهای اجتماعی تشیع را درک کرد.

 

 

این جامعه شناس به اشاره به وضعیت شیعیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی اظهار کرد: با پیروزی انقلاب در سال 1357 اقلیت شیعه در محدوده دولت – ملت اکثریت یافته و اساسا موقعیت آن تغییر کرد. البته در گذشته نیز اکثریت جمعیتی در دوره صفویه به بعد داشته است اما پیوند این اکثریت جمعیتی با حکومت یک شرایط جدیدی را رقم زده و با تشکیل حکومت دینی به این اکثریت دست یافته است.

 

وی با تاکید براینکه مسائل را از نگاه جامعه شناسانه مطرح می‌کند، ادامه داد: مساله ای که امروز با آن روبرو هستیم این است که افراد مذهبی در معرض این اتهام هستند که از مجموعه‌ای رانت برخوردار بوده و در دامن زدن به تبعیض‌ها و سکوت در برابر ظلم ها دخیل هستند. این اتهام مطرح است که تریبون‌ها یی که در اختیار ما افراد مذهبی است در اختیار همه نیست و در برابر تبعیض ها و موقعیت هایی که از آن بهره مند هستیم، سکوت می‌کنیم.

 

این تاریخ پژوه با طرح این پرسش که چگونه می‌توان مذهب را از این اتهامات مبرا کرد تا متهم به سکوت کردن نسبت به تبعیض‌ها و آسیب زدن به قشر غیر دینی نشود، گفت: در خصوص اینکه بین عزاداری و عدالت خواهی چه نسبتی وجود دارد، دو رویکرد مطرح است. نگاه اجمالی به تاریخ بیانگر این است که کارکرد عزاداری برای این بوده که به ما یادآوری کند تا از رخ دادن آنچه در تاریخ گذشته را جلوگیری کنیم.

 

ذاکری به شرایط قیام امام حسین (ع) اشاره کرد و گفت: ما در آن دوران شاهد ثبات حاکمیت اسلام هستیم. جامعه اسلامی با گسترس فتوحات از یک جامعه کوچک و محدود مدینه به جامعه بزرگی تبدیل شده که از شرق به هند و از غرب به مصر رسیده و حکومت داری در آن معنا یافته است و فرزندان سرداران فتوحات همچون عبدالله بن زبیر، عمربن سعد، مرجان بن زیار و ... مدعی امارت هستند.

 

وی افزود: جنگ های خارجی در جریان است و سپاه اسلام به قسطنطیه حمله کرده و جهاد در راه خدا و مبارزه با کفار در جریان است و از این رو معاویه در نامه به امام حسین (ع) می‌گوید که چون با کفار در حال مبارزه هستیم، وحدت امت را از بین نبرد که امام در پاسخ می گوید که برخلاف عهدنامه با امام حسن (ع) برای خود جانشین انتخاب کرده و از سوی دیگر اقدام به سرکوب مخالفان و حذف آنها می‌کنی.

 

این جامعه شناس با طرح این پرسش که آیا عزاداری های امروز نسبتی با عدالت دارد، اظهار کرد: در اغلب اوقات ندارد اما صرف نظر از هیات ها و عزاداری‌هایی خاصی که تم عدالت خواهی خود را به دلایل اجتماعی و تاریخی حفظ کرده اند، یک بحث دیگری هم است و آن به رغم اینکه عدالت خواهی امروز در عزاداری‌های ما دال اصلی نیست اما یک روح و فرهنگ کلی از همین موقعیت اقلیت بودن ناشی می‌شود، این است که همواره با یاد حسین (ع) و عزاداری های او آمده است و همیشه دیده شده که این اقلیت با بازتاب این مناسک ، یکسری  گزاره ها را نیز تولید کرده است. مثلا تشیع به ظلم، سیلی خوردن دختر بچه، زندان، آتش زدن در و خراب کردن خانه بسیار حساس بوده و گویی یک فرهنگ عمومی در جریان است

 

ذاکری با بیان اینکه مجموعه ای از تحقیقات در 15 سال گذشته انجام شده که در آن تحول عزاداری ها در تاریخ را نشان می‌دهد، گفت: عزاداری در جامعه شیعه در طول تاریخ فرود و اوج‌هایی داشته و اکنون در یکی از دوره های اوج عزاداری هستیم چراکه شاهد افزایش هیات‌ها و مشارکت‌های مردم نسبت به یکی دو دهه گذشته ام.

 

وی با بیان اینکه در دوره های اوج شاهد بیشتر شدن عزاداریهای جوشان هستیم، ادامه داد: در چهار مقطع یعنی بین سال های 1240 تا 1270 یعنی عصر ناصری، سال های بعد از شهریور سال 1320، دهه منتهی به انقلاب و دیگری اکنون، دوره های اوج گیری عزاداری است که در سه حوزه فضائل، مصائب و قصص تسامح به خرجی می دهند. به عبارت دیگر در این دوره فضائل و مصائب غلو می شوند و قصه هایی اضافه می شود که در صحت آنها تردید وجود دارد.

 

این جامعه شناس اضافه کرد: در روندی که از دهه 80 به این سمت اوج و اقبال بیشتری یافته مشاهده می‌کنیم مداحانی که اینگونه عزاداری می‌کنند، تبدیل به سلبریتی مداحی می شوند.

 

 

این جامعه شناس یادآور شد: زمانی که به دوره‌های خیزش و غلبه عزاداری‌های جوشان نگاه می‌کنیم، متوجه می شویم که دوره اوج گیری مسائل اقتصادی و اجتماعی است. مثلا در عهد ناصری کشور درگیر وبا و طاعون شده و اساسا دولت از تمشیت امور بازمانده است. جمعیت کشور بسیار کم شده و قحطی کشور را فراگرفته است. در شهریور سال 1320 به بعد نیز بلوای نان به راه افتاده و غلات کشور برای ارتش شوروی می‌رود و شاهد روایت‌هایی از کشته شدن مردم هستیم. در سومین دوره نیز که بعد از اصلاحات ارضی است، انبوهی از مردم از روستاها مهاجرت و به شهرها آمده و برای اولین بار حاشیه نشینی شهری شکل می‌گیرد. در دوره چهارم که دهه نود است، اوج مشکلات اجتماعی و بحران‌های اقتصادی است. 

 

ذاکری تصریح کرد: این شباهت‌ها نشان می‌دهد که جامعه مستاصل است و چون نمی‌تواند امور خود را به صورت عقلانی مدیریت کند بنابراین به شخصیت‌هایی پناه می‌برد که بتوانند امورش را برای آن مدیریت کنند و به آن وعده حل مساله به غیر از روش های عقلانی که خودش نمی‌تواند استفاده کند، بدهند. اینجا است که بیان فضائل را زیاد می‌کنند.

 

این جامعه شناس افزود:  مصائب را زیاد می‌کنند تا بگویند آنچه بر تو می‌گذرد در قیاس با مصائب بزرگان تو چیزی نیست تا از این طریق بتوانند به او آرامش داده و توان تحمل مشکلات را بدهند. آنها که مستاصل از تمشیت امور خود هستند به بیان مصائب پناه می برند تا مصیبت خود را فراموش کنند. با قصه گفتن آنها را از زندگی روزمره که آشوب، اضطراب، نارضایتی و عدم موفقیت است دور می کنند و غنا نیز به آنها کمک می کنند تا خشم و انرژی خود را خالی کنند.

 

وی خاطرنشان کرد: در چهار دوره بیان شده که دوران فقدان و ناتوانی است، دین پاسخ به استیصال و ناکارآمدی است و وعده حل مساله می‌دهد. در این بستر دیگر اخلاق و عدالت نیست. وقتی به جامعه دینی رجوع می‌کنیم، تمام تحقیقات نشان می‌دهد که به رغم اینکه مناسک زیاد شده است، مردم احساس می‌کنند جامعه بی دین می‌شود.

 

ذاکری تاکید کرد: اگر قرار بود مناسک دینی که در جامعه جریان دارد، حیات اجتماعی را اخلاقی کند علی القاعده می‌بایست فضایی را بوجود می آورد که رفتار افراد را قابل پیش بینی می‌کرد تا افراد به یکدیگر اعتماد کنند. ما با پدیده‌ای روبرو هستیم که قدسی تقدس زدا شده است. یعنی قدسی که مذهب هست ولی حریم و حرمت ندارد و بازدارنده نیست تا ادم‌ها را از اخطاهای اخلاقی منع کند.

 

این جامعه شناس یادآور شد: اگر بپذیریم که عدالت خواهی، تن ندادن به ظلم و آن اخلاقیات جوهره اصلی قیام و نهضت امام حسین (ع) بود، باید بپذیریم اینکه دین داری ما صرفا واکنش به وضعیت‌ها شود و کارکردهایی نسبت به وضعیت داشته باشد، ضرورتا و حتما مطلوب جامعه دین دار نباید باشد.

 

وی با بیان اینکه سه گونه میانجی برای ایجاد پیوند مردم با فضاهای تولید فکر و معرفت داریم، اظهار کرد: یک میانجی دین حکومتی است. وقتی به دین حکومتی نگاه می‌کنیم در اصل برای او از اینکه عنصر عدالت در عزدارای ها پررنگ شود، منفعتی ندارد و بیشتر تلاش می کند عنصر عدالت را در بیرون مرزها پرنگ کند. چراکه اگر در داخل بخواهد عنصر عدالت را پر رنگ کند با مجموعه ای از ضعف ها و ناکارآمدی‌ها مواجه است که جور در نمی‌آید و نمی توان زیاد عدالت گفت چراکه توجیه نمی شود و باور به دین سست می‌شود.

 

ذاکری افزود: میانجی دوم دین سنتی است که دغدغه اش هویت بوده و عدالت نیست و از این مناسک رضایت داشته و با آن همراهی می‌کند چراکه هویت شیعی را در مقابل وهابیت حفظ می‌کند. دسته سوم روشنفکران دینی بوده که در دوره بعد از انقلاب اساسا مردم را رها کرده و سرگرم تفسیر و فهم متن هستند و مدام دایره مخاطب را کم کرده و به مرور از متن مردم، دین و معیشت مردم دور شدند و عرصه را برای سلبریتی‌های مذهبی و برنامه های استعدادیابی که این روزها در جریان است را خالی کردن.

 

وی تصریح کرد: تا زمانی که مجامع و افرادی بوجود نیایند که این باور را در جامعه شیعی ایجاد کنند که اساسا بدون عدالت خواهی و بدون اینکه ما از ناحیه مذهبی عدالت را مطالبه کنیم و کنار هم قرار بگیریم و آن را مطالبه کنیم، قدرت غلبه بر استیصال، ناتوانی و بحران را نخواهیم داشت.

 

این جامعه شناس تاکید کرد: اگر امروز بخش مذهبی در جامعه‌ای که ما زندگی می کتیم نتواند عدالت را به مثابه عدالت برای افراد متفاوت از خود و مخالف خود تعریف کند و یک حیات مسالمت‌جو برابری با افرادی که به هیچ تعبیری خودشان را مذهبی نمی‌دانند یا ضد مذهب می‌دانند، تعریف کند، به مرور در یک موضع ضعف، اتهام و تهاجمی قرار خواهد گرفت که حیات اجتماعی برای خود یا بخش هایی از آن ناامن خواهد شد. بنابراین زدودن این اتهام و رفتن در این جایگاه که ما چگونه در کنار دیگری متفاوت مخالف خودمان زندگی عادلانه را تجربه و عدالت را برای آنها طلب کنیم، تا زمانی که این شکل نگیرد، جامعه شیعی نمی‌تواند به ترازهای آرمانی خود وفادار بماند و نمی‌تواند حیات متناسب با شان خود را تجربه کند.   

 

آدرس:

تهران، میدان هفت تیر، بلوار کریم خان زند، خیابان استاد نجات اللهی (ویلا)،

نبش خیابان ورشو، خانه اندیشمندان علوم انسانی

 

 تلفن:

021-88911611-5  

دورنگار:

021-88928521  

کدپستی:

1598666651  
     
           

Template Design:Dima Group